🌗🌓 مرهمى بر زخمهاى روانى

حمله با تبر بر ريشهء ديگران و يا با زخمى كردن ديگران به هر روش ، به مرهم درد ها و زخمهای چركين ساليان سال خود دست نخواهیم یافت.

اينك وقت آن است که شمشیر را بر زمین بگذاریم و روی محل زخم ها دستى بکشیم. حس كنيم ، لمس کنیم و سوگوار لحظاتی شویم که به جای مراقبت و تیمارداری از خود، صرف جنگجويى هاى بى ثمر كرديم.

جنگیده ایم تا ثابت کنیم که ما هم هستيم ، وجود داریم ، ارزش داريم و آى آدمها ، ما را دريابيد.

جنگيده ايم تا با هر حيله اى و با شكست ديگران، شايد مرهمى بيابيم.

جنگيده ايم تا بار گناه بى كفايتى هاى خود را در مقابل خود به ديگران نسبت دهيم.

جنگيده ايم تا از پذيرش مسئوليت خود در مقابل خود سر باز زنيم.

جنگيده ايم تا از بار سنگين حسادت و دشمنى كه ما را از درون سوراخ سوراخ مى كند، بكاهيم.

جنگيده ايم كه نشان دهيم كه ما قربانى انتخابهاى خود نيستيم بلكه قربانى رفتار ديگرانيم.

جنگيده ايم تا با تيشه به ريشه ء ديگران زدن ، هويت بهترى بيابيم.

جنگیده ایم و به کودک زخمی و پر درد درون نهیب 
زده ایم تا خود را مخفی کند و جایی ظاهر نشود و خود را به فراموشى بسپارد.

ديگر زمان آن فرا رسیده است که از قفس خود ساخته بيرون رويم و دست کودک را بگیریم و نوازشش كنيم تا مرهمى بر درد ها و زخمهاى عميق روانش باشيم...

دكتر مريم رجوعى
روانشناس بالينى